منوی اصلی
لينکهاي سريع
 

خبرنامه

    : نام    
    :ایمیل 

اضافه حذف       

 
 

آرشیو ماهانه
 
لينک دوستان


لوگوی دوستان

<-BlogTitle->

 

آمار بازدید

بازديد هاي امروز : 11
بازديد هاي ديروز : 7
بازديد هاي این ماه : 110
كل مطالب : 22
كل بازديد ها : 4176
ايجاد صفحه : 0.546875 ثانیه

RSS

تبلیغات



قابل تامل

  هنوز هم بعد از اين همه سال، چهره‌ي ويلان را از ياد نمي‌برم. در واقع، در طول سي سال گذشته، هميشـه روز اول مـاه کـه حقوق بازنشستگي را دريافت مي‌کنم، به ياد ويلان مي‌افتم ...

ويلان پتي اف، کارمند دبيرخانه‌ي اداره بود. از مال دنيا، جز حقوق اندک کارمندي هيچ عايدي ديگري نداشت. ويلان، اول ماه که حقوق مي‌گرفت و جيبش پر مي‌شد، شروع مي‌کرد به حرف زدن ... 

 


نوشته شده در چهارشنبه، 31 فروردین هزار و سیصد و نود 1:44 AM

(نظر بدهید.)  ادامه مطلب

بیسکوییت سوخته

 

 

زمانی که من بچه بودم،مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای ساده صبحانه را برای شب هم آماده کند. یک شب را خوب یادم مانده که مادرم پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، شام ساده ای مانند صبحانه تهیه کرده بود

 

نوشته شده در دوشنبه، 22 فروردین هزار و سیصد و نود 1:29 PM

(نظر بدهید.)  ادامه مطلب

جذابیت ...

جذابیت ...

برگرفته از نوشته هاي يكي ازبزرگان 


دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای

کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری

حاضر نبود کنار او بنشیند! نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه

همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :

نوشته شده در شنبه، 23 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و نه 1:21 PM

(نظر بدهید.)  ادامه مطلب

جايي كه عزرائيل دلش سوخت(داستان كوتاه، زيبا و عبرت آموز)

روزي رسول خدا صل الله عليه و آله نشسته بود، عزراييل به زيارت آن حضرت آمد. پيامبر از

او پرسيد: اي برادر! چندين هزار سال است كه تو مأمور قبض روح انسان ها هستي، آيا در

هنگام جان كندن آنها دلت براي كسي سوخته است؟

عزارييل گفت: در اين مدت دلم براي دو نفر سوخت:

نوشته شده در پنجشنبه، 7 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و نه 12:21 AM

(نظر بدهید.)  ادامه مطلب

زخم عشق

چند سال پیش ، در یک روز گرم تابستان ، پسر کوچکی با عجله لباسهایش را در آورد و خنده

مادرش از پنجره نگاهش می کرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که

به سوی پسرش شنا می کرد ....

 


نوشته شده در شنبه، 25 دی هزار و سیصد و هشتاد و نه 6:16 AM

(نظر بدهید.)  ادامه مطلب

دوچرخه سواری با خدا !!

من در ابتدا خداوند را يك ناظر ؛ مانند يك رئيس يا يك قاضي ميدانستم كه دنبال شناسائي خطاها

ئي است كه من انجام داده ام و بدين طريق خداوند ميداند وقتي كه من مردم ؛ شايسته بهشت

هستم و يا مستحق جهنم

وقتي قدرت فهم من بيشتر شد؛ به نظرم رسيد كه


نوشته شده در شنبه، 25 دی هزار و سیصد و هشتاد و نه 6:06 AM

(نظر بدهید.)  ادامه مطلب

امروز باران بارید

http://sites.google.com/site/rajabisaeed1985/rain.gif

امروز باران باريد


خيس شد خاطره ها ،

مرحبا بر دل ابري هوا ،

هر کجا هستي باش ،

آسمانت آبي ،

و تمام دلت از غصه دنيا خالي

باران مبارک

نوشته شده در یکشنبه، 19 دی هزار و سیصد و هشتاد و نه 7:19 AM

(نظر بدهید.)  

جواب درس

یک خانم معلم ریاضی که به یک پسر 7 ساله بنام آرنو ریاضی یاد می داد ... ازش پرسید
آرنو اگر من بهت یک سیب و یک سیب و یکی بیش تر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟


تا چند ثانیه آرنو با اطمینان گفت: 4 تا! 
معلم نگران شده انتظار یک جواب صحیح آسان رو داشت (3).


خانم معلم نا امید شده بود

نوشته شده در دوشنبه، 6 دی هزار و سیصد و هشتاد و نه 1:50 AM

نظرات 2  ادامه مطلب

عصبانيت و عشق

  مرد درحال تميز كردن اتومبيل تازه خود بود كه متوجه شد پسر 4 ساله اش تكه سنگي برداشته و بر وري ماشين خط مي اندازد .

مرد با عصبانيت دست كودك را گرفت و ......

 

نوشته شده در یکشنبه، 28 آذر هزار و سیصد و هشتاد و نه 4:33 AM

(نظر بدهید.)  ادامه مطلب

ایرانیان سرای آخرت

میگن یه روز مامور اجرايي بهشت میره پیش رييسش گلایه میکنه که: آخه سرور، این چه وضعیه آخه؟ ما یک مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر میکنن اومدن خونه باباشون! به جای لباس و ردای سفید، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی میخوان! هیچ کدومشون از بالهاشون استفاده نمیکنن، میگن بدون 'بنز' و 'ب ام و' جایی نمیرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... یکی از همین ها دو ماه پیش قرض گرفت و رفت دیگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم

بقیه داستان در ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه، 27 آذر هزار و سیصد و هشتاد و نه 8:24 AM

(نظر بدهید.)  ادامه مطلب

دیگر صفحات  

1 2 3


نویسندگان
  (10) يوسف حكيمي

لوگوی ما
<-BlogTitle->


جستجو

  

 

پیوند های روزانه
موسسه امید آینده جوان رضوانشهر
رضوان سلام
مجومرد نگین یزد
اسفنجرد
زورخانه امام علی ( ع ) رضوانشهر صدوق
دلسوختگان امام حسین علیه السلام
آرشیو پیوندهای روزانه
 

نظرسنجی
 

تالار گفتمان
 

درباره

                                                      

تا شقایق هست زندگی باید کرد

ارتباط آنلاین جهت تبلیغ در سایت

                                                       Yahoo Online Status Indicator



صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها | ذخيره صفحه 

Powered By IRANBLOG Copyright � 2009